تبليغاتX
اصلاح‌گران سینمای ایران

بیوگرافی خسرو شکیبایی از زبان خودش
یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 16:3

نام: خسرو شکیبایی

تاریخ تولد: 1323
تاریخ وفات:۲۸/۴/۱۳۸۷

...............................................

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.

خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).

خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.

او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.

پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383)



جوایز / سیمرغ بلورین / جشنواره فیلم فجر:

- هامون / هشتمین دوره

- کیمیا / سیزدهمین دوره



کاندید / جشنواره فیلم فجر:

- یکبار برای همیشه / یازدهمین دوره

- سایه به سایه / پانزدهمین دوره

- کاغذ بی خط / بیستمین دوره
فیلمهای سینمایی:

خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)

دادشاه (حبیب کاووش - 1362)

صاعقه (1364)

رابطه (پوران درخشنده - 1365)

دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)

ترن (امیر قویدل - 1366)

شکار (مجید جوانمرد - 1366)

هامون (داریوش مهرجویی - 1368)

عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)

ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)

جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)

سارا (داریوش مهرجویی - 1371)

پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)

یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)

بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)

کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)

پری (داریوش مهرجویی - 1373)

درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)

لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)

سایه به سایه (علی ژکان - 1374)

خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)

سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)

عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)

روانی (داریوش فرهنگ - 1376)

زندگی (اصغر هاشمی - 1376)

دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)

میکس (داریوش مهرجویی - 1378)

دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)

کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)

مزاحم (سیروس الوند - 1380)

اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)

صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)

ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)

سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)

حکم (مسعود کیمیایی، 1383)

ستاره ها (فریدون جیرانی، 1384)

عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)



مجموعه های تلویزیونی:

مدرس

خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)

کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)

تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)

در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی- 1381)

****************
آن ايام خسرو در يكي از خيابان هاي تهران پارس با خانواده اش زندگي مي كرد . سر شب به اتفاق يكي ديگر از همكاران قديمي ام و عكاس مجله به منزل وي رفتيم . هنوز مقدمات گفتگو اماده نشده بود كه يك سري ميهمان ( باجناق به همراه خواهر همسر ) به جمع ما پيوستند.
بگذريم ......
بعد از شام و رفتن ميهمانان ، ما به اطاقي رفتيم و خسرو شروع كرد به صحبت كردن . بی اغراق
وي علاوه بر هنرپيشگی تئاتر وتلويزيون وسينما ، گوينده چيره دستي هم است . او طوري سخن مي گفت كه احتياج به اديت و تنظيم نداشت . خسرو ابتدا بيان خاطرات را از قبل از تولدش آغاز كرد . يعني از ماجراي ازدواج مرحوم پدر با مادرش . او تا سحر از هر دري سخن گفت . وقتي سخن به مرگ پدر رسيد ، ( كه ماجراي آن واقعآ خيلي عجيب و شنيدني است و قصد دارم در فرصتي ديگر ، حتمآ در اين صفحه به شرح آن بپردازم ) ، اشگ هايش جاري گشت .او مي گفت و ما همراه وي مي گريستيم .
او خاطراتش را از بدو تولد ، دوران كودكي ، نوجواني ، تحصيل ، آغاز بازيگري ، دوران هنرپيشه گي و .... با جزئيات و دقيق بيان مي كرد .

************
خسرو شكيبايي در مورد تيره بودن رنگ پوست خود با وجودي كه تمام اقوام پدري و مادري او داراي پوستي سفيد هستند و كسي به غير از او داراي چنين رنگ تيره اي نيست گفت :
مرحوم پدرم خیلی مذهبی و مومن بود . سرگرد ارتش هم بود ، ولي به خاطر اعتقاداتش مثلآ خواندن نماز شب، در شبي كه افسر نگهبان بود و يا گذاشتن ته ريش كه در آن زمان ها خلاف مقررات ارتش بود،
هيچگاه درجه اش از سرگردي بالاتر نرفت . چند سالي از ازدواج پدرم با مرحوم مادرم نگذشته بود ، كه طبق معمول عازم ماموريت نظامي به شهرستان تبريز مي شود . و مادر مرا به اتفاق مستخدمه اي به نام طلعت خانم در تهران مي گذارد .ابتدا قرار بود ماموريتش ۴۰ روزه باشد ، اما به دلايلي كه الان خواهم گفت به درازا مي كشد .
همان طور كه اشاره كردم مرحوم پدرم چون فردي مومن و با تقوا بود ، در زمان ماموريتش در شهر تبريز در نزديكي پادگان ، اطاقي كوچك در طبقه دوم اجاره مي كند تا بعد از ظهر ها با خيال آسوده به عبادت و تلاوت قرآن مجيد بپردازد . در يكي از همين روز ها كه فصل تابستان هم بوده ، پدر براي خنك كردن اطاق ، تنها پنجره مشرف به حياط خانه را مي گشايد .... كه ناگهان چشمش به قامت زيباي دختري جوان مي افتد كه به بالاي شاخه درخت ، در حال خوردن توت است ... جل الخالق !! خدايا چه مي بينم ؟ خدايا حلالم كن ...... و ديگر هرگز آن پنجره را نمي گشايد .
خيلي با نفس خود كلنجار مي رود . و مرتب با خودش تكرار مي كند به يك نگاه حلال است .. و ...
بالآخره طاقت نياورده و به در منزل همسايه رفته و جريان ديدن دختر خانم آن ها را بيان مي كند .
و از ايشان دخترك را خواستگاري مي نمايد ! ا خانواده دختر چون ديده بودند كه پدر انساني مذهبي و صاحب منصب است ، بلافاصله مي پذيرند و بدين سان آن خانم مي شود هووي مادر ما .
از طرفي مادر كه نگران حال همسر خويش بود و زمان ماموريت هم به درازا كشيده بود ، مرتب نامه و تلگراف مي فرستد . تا اين كه پدر عاقبت بعد از ماه ها اقامت در تبريز، با زن عقدي خويش به تهران باز مي گردد . بعد از ورود به خانه ، خطاب به طلعت خانم با صداي نيمه بلند مي گويد :
طلعت ... طلعت كجايي ...؟ سلام آقا ..خوش آمديد ... برو طبقه دوم .... يكي از اطاق ها را آماده كن . از اين به بعد ايشون با ما زندگي مي كنه . طلعت هم بلافاصله اطاعت امر مي كنه و يكي از اطاق هاي بزرگ آفتاب گير را براي اين تازه عروس آماده مي كند .
مادر به خاطر فضاي مرد سالاري ، هرگز جرآت نمي كند از پدر در مورد اين تصميمش بپرسد .
اما در طول سال ها زندگي مشترك ، عروس خانم فرزندي پسر به دنيا مي آورد كه سرخ و سفيد و تپلي است . ولي مادر من در آن زمان هر چه نوزاد به دنيا آورده بود ، يا سر زا رفته بودند و يا در همان كودكي فوت كرده بودند . و از اين كه هووي تازه وارد صاحب فرزندي سالم و سفيد و تپلي است ، غصه مي خورد . اما به خاطر اعتقادات خيلي محكمي كه داشت ، هرگز حسودي نمي كند .
بله ، همان طور كه اشاره كردم ، مادر من واقعآ زني معتقد و مومن بي ريا بود . به طوري كه اكثر اوفات به خاطر يك سنتي كه اسمش را بياد ندارم ، قرآن به سر مي گذاشت و با يك پا نماز مي خواند . به اعتقاد مادر ، تنها گناه كبيره اي كه انجام داده بود و به خاطر آن مدام رو به درگاه خدا گريه وزاري و توبه مي كرد ، اين بوده كه در كودكي براي عبور از خيابان ، پاسباني دست او را گرفته و از خيابان عبورش داده بود .
با اين طرز تفكر و اعتقاداتش بود ، كه يك روز رو به در گاه خداوند مي كند و خطاب به او مي گويد :
خدايا .... پروردگارا ... خودت شاهدي كه هرگز ( جز يك بار ) قصور از فرمان تو نكرده ام. و شب روز به عبادت مشغول بودم . آيا اين عدالت است كه هووي من نيامده صاحب يك فرزند كاكل زري بشه ، اما من تمام نوزادانم را از دست بدم ؟
خدايا تنها خواهشم از تو اين است كه تنها يك پسر به من بدي ..... پسري كه :

سياه باشه .... زشت باشه ..... اما سالم باشه .....
و بدين سان خدا دعاي اين زن مومن را پذيرفت و بعد از سال ها عاقبت فرزندي سياه ، زشت و سالم به نام خسرو به او اعطاء كرد .. پسري كه در فاميل شكيبايي ، تنها اوست كه پوستي تيره دارد .
فرزند آن بانوي تبريزي ، كه برادر ناتني خسرو است ، و داراي پوستي روشن وسفيد است ، هم اكنون مهندس است و در تبريز زندگي مي كند. رابطه اش هم با خسرو خيلي خوب است.

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لینک ثابت |
خسرو شکیبایی با دست‌های خالی رفت
یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 15:57

خسرو شکیبایی (زاده ۱۳۲۳ تهران - درگذشت ۲۸ تیر ۱۳۸۷ به دلیل نارسایی قلبی) بازیگر معروف سینمای ایران بود. او تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد، تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه‌ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) آغاز کرد. او در نزدیک به ۴۰ فیلم سینمایی بازی کرد.
دوران کودکی و نوجوانی
خسرو شکیبایی در فروردین ماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. در شناسنامه نامش «خسرو» است ولی خانواده و نزدیکان او را «محمود» صدا می‌کردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت. او قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر شود، در حرفه‌هایی چون خیاطی و کانال سازی وآسانسور سازی کار می‌کرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به عباس جوانمرد، معرفی و به صورت کاملا حرفه‌ای بازیگر تئاتر شد. وی فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد. وی در فیلم‌های هامون، کیمیا، کاغذ بی خط به ایفای نقش پرداخت. بازی در سریال‌هایی چون لحظه، کوچک جنگلی، مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، آواز مه، تفنگ سر پر از دیگر نقش آفرینی‌های این هنرمند بود.
خسرو شکیبایی در هشتمین و سیزدهیمن جشنواره فیلم فجر به دلیل بازی در فیلم‌های هامون و کیمیا سیمرغ بلورین بهترین بازیگر را دریافت کرد. این هنرمند که مدت‌ها از عارضه سرطان کبد رنج می‌برد، ساعت ۴ بامداد روز جمعه، بیست و هشتم تیر ۱۳۸۷، در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.
دوران کاری
سینما
شکیبایی نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه و ۱۶ میلیمتری «کتیبه» به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸ نقش آفرینی‌هایی کرد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بعد از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی-۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی بر سر زبان‌ها افتاد. او برای بازیش در همین فیلم از «هشتمین جشنواره فیلم فجر»، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت. او همچنین برای بازی در فیلم کیمیا (احمد رضا درویش-۱۳۷۳) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم سالاد فصل (فریدون جیرانی) گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد) بود.
شکیبایی آخرین جایزه‌اش را از ششمین جشن ماهنامه «دنیای تصویر» برای بازی در فیلم «کاغذ بی خط» دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در فیلم کیمیایی، در فیلم حکم (۱۳۸۳) باری دیگر در فیلم وی در کنار عزت الله انتظامی ایفای نقش کرد.
او علاوه بر هنرنمایی در سینما و تئاتر، برخی از سروده‌های سهراب سپهری، سید علی صالحی و فروغ فرخزاد را به صورت دکلمه اجرا کرده بود.
در ۹ تیرماه ۱۳۸۷ در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را گرفت.او همچنین در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، بازیگر و گوینده تیزر جشنواره بود.
تلویزیون
او در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش «سید حسن مدرس» بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم مجموعه‌های تلویزیونی در کنار هم و سرزمین سبز را روی آنتن داشت.
آخرین نقش‌آفرینی این هنرمند در فیلم تلویزیونی پیوند (سعید عالم‌زاده) و آخرین نمایش فیلمش، آشیانه‌ای برای زندگی (حمید طالقانی) بود که به مناسبت روز پدر از تلویزیون پخش شد.
مرگ
شکیبایی در ساعت ۴ صبح جمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در اثر بیماری سرطان کبد[۷] در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.
در پی این رویداد، غلامعلی حداد عادل[۸] رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و عزت‌الله ضرغامی[۹] رئیس سازمان صدا و سیما پیام تسلیت صادر کردند.
جوایز و انتخاب‌ها
برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر:
بهترین بازیگر نقش اول مرد (هامون)، دوره ۸ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۸
بهترین بازیگر نقش اول مرد (کیمیا)، دوره ۱۳ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۳
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سالاد فصل)، دوره ۲۳ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۳
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (اتوبوس شب)، دوره ۲۵ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۵
نامزد سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر:
بهترین بازیگر نقش اول مرد (یکبار برای همیشه)، دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱
بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه به سایه)، دوره ۱۵ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۵
بهترین بازیگر نقش اول مرد (کاغذ بی خط)، دوره ۲۰ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۰
لوح زرین بهترین بازیگر مرد سایت ایران اکتور (بهترین‌های سال):
برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (کاغذ بی خط)، دوره ۳ - سال ۱۳۸۲
نامزد لوح زرین بهترین بازیگر مرد (سالاد فصل)، دوره ۶ - سال ۱۳۸۴
نامزد لوح زرین بهترین بازیگر مرد (حکم)، دوره ۶ - سال ۱۳۸۴
بازیگر نقش اول مرد سال:
دومین بازیگر نقش اول مرد سال (کاغذ بی خط)، دوره ۱۷ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) - سال ۱۳۸۱
کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (چه کسی امیر را کشت؟)، دوره ۱۰ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۵
کارنامه بازیگری
فیلم‌های سینمایی
۱۳۶۰ خط قرمز (مسعود کیمیایی)
۱۳۶۲ دادشاه (حبیب کاووش)
۱۳۶۳ صاعقه (ضیاءالدین دری)
۱۳۶۵ رابطه (پوران درخشنده)، نویسنده (کاظم معصومی)
۱۳۶۶ شکار (مجید جوانمرد)، ترن (امیر قویدل)
۱۳۶۸ عبور از غبار (پوران درخشنده)، هامون (داریوش مهرجویی)
۱۳۶۹ جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده)، ابلیس (احمد رضا درویش)
۱۳۷۰ بانو (داریوش مهرجویی)
۱۳۷۱ یک بار برای همیشه (سیروس الوند)، سارا (داریوش مهرجویی)، پرواز را به خاطر بسپار (حمید رخشانی)
۱۳۷۲ بلوف (ساموئل خاچیکیان)
۱۳۷۳ کیمیا (احمد رضا درویش)، پری (داریوش مهرجویی)، درد مشترک (یاسمین ملک نصر)
۱۳۷۴ خواهران غریب (کیومرث پور احمد)، عاشقانه (علیرضا داودنژاد)، سایه به سایه (علی ژکان)
۱۳۷۵ سرزمین خورشید (احمد رضا درویش)
۱۳۷۶ زندگی (اصغر هاشمی)، روانی (داریوش فرهنگ)
۱۳۷۸ میکس (داریوش مهرجویی)، عشق شیشه‌ای، دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی)
۱۳۷۹ دختری به نام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور)
۱۳۸۰ مزاحم (سیروس الوند)، لژیون (ضیاءالدین دری)، کاغذ بی‌خط (ناصر تقوایی)، اثیری (محمد علی سجادی)
۱۳۸۲ صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده)
۱۳۸۳ حکم (مسعود کیمیایی)، ازدواج صورتی (منوچهر مصیری)، سالاد فصل (فریدون جیرانی)
۱۳۸۴ چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم‌پور)، عروسک فرنگی (فرهاد صبا)، پیشنهاد پنجاه میلیونی، ستاره‌ها (فریدون جیرانی)
۱۳۸۵ دست‌های خالی (ابوالقاسم طالبی)، اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد)، رئیس (مسعود کیمیایی)
‌۱۳۸۶ شب
۱۳۸۷ امروز نه فردا
مجموعه‌های تلویزیونی
۱۳۶۸ روزی روزگاری امرالله احمدجو در نقش مراد بیگ
مدرس
آواز مه
پهلوانان نمی‌ميرند
۱۳۷۵ خانه سبز بیژن بیرنگ، مسعود رسام
۱۳۷۷ کاکتوس محمدرضا هنرمند فقط در سری اول این سریال بازی کرده
۱۳۷۸/۱۳۷۹ تفنگ سرپر امرالله احمدجو
۱۳۸۱ در کنار هم فتحعلی اویسی
۱۳۸۶ سرزمین سبز بیژن بیرنگ، مسعود رسام
آلبوم‌های موسیقی
پری خوانی (سروده‌های فروغ فرخزاد)
حجم سبز (سروده‌های سهراب سپهری)
نشانی‌ها (سروده‌های سید علی صالحی)
نامه‌ها (سروده‌های سید علی صالحی)
مهربانی
آلبوم سهراب (سروده‌های سهراب سپهری)

نوشته شده توسط میلاد | موضوع: | لینک ثابت |
مثلث شیشه ای یا ستاره سوزی؟!!!؟
جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 0:46
بازهم رضا رشیدپور بازگشت با یه برنامه‌ی دیگه از برنامه‌های پربیننده و جذاب و هیجانی.........مردم با شروع شدن این برنامه پای صحبت‌های این مثلا منتقد و مهمون مردمی معروفش می‌شینن.........مردم با شور و هیجان، گاهی گریه، گاهی شادی این برنامه رو نگاه می‌کنن، راجع بهش بحث می‌کنن، خودشون رو توی بحث‌های داغ برنامه شرکت می‌دن و به این برنامه اس ام اس می‌زنن تا سهمی در تخریب مهمان داشته باشند.................بله تخریب.......کلمه‌ای که رشیدپور خوب اون رو می‌فهمه.........اون می‌خواد گذشته‌ی پربار مهمون‌های برنامه رو غالبا با کلی زحمت و آبرو خریدن و جمع کردن در ۱ ساعت زیر سوال ببره و از این طریق بتونه بیننده جذب کنه و تبلیغات بگیره و شاید هم خودشو بالا ببره.............این که رشیدپور این برنامه رو برنامه‌ی من خطاب می‌کنه و با مهمون برنامه که اگر سینمایی یا موسیقی‌دان باشه خیلی راحت و خودمونی حرف می‌زنه دلیلی بر بالا بردن خود و در ادامه‌ی برنامه خرد کردن مهمان باشه...........اینکه می‌گم اگر موسیقی‌دان یا سینمایی باشه چون رشیدپور هرگز نتونسته و نمی‌تونه سیاستمداران و اقتصاددانان و دیگر بزرگان ایران رو نقد کنه در حالی که نقد اوها بهتر و مهم‌تر هم هست... رشیدپور جرات بازی با بزرگان رو نداره اما چرا با هنرمندان این طور ظالمانه رفتار می‌کنه مشخص نیست.... مدرکی بر این ادعا برنامه‌ی او با مهران مدیری و رامبد جوان است که در حد یک منتقد بزرگ سینمای جهان قصد نقد آنها رو داشت در حالی که او نمی‌دونه این جا ایرانه و فیلم‌سازی در ایران سوای کل جهان و هرگونه فیلمی در ایران ساخته شه سوای همه‌ی خوبی‌هاش پر از نقده ولی ما حق نداریم اونها رو توی سر عوامل فیلم بزنیم و در بین میلیون‌ها مخاطب آبرو و شهرت چندین سالشونو ببریم..........................

 

و حالا سوالی از شما و حتی رضای رشیدپور دارم آیا تو از همه‌ی اونهایی که نقدشون می‌کنی برتری؟

نوشته شده توسط متین | موضوع: | لینک ثابت |
نقدی بر مجموعه ی سرنوشت
جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 1:31
اگه بخوام از این سریال نقد بنویسم یا راکوردهای فراوونه سریال و نام ببرم باید یه وبلاگ بهش اختصاص بدم به خاطر همین وقت ندارم که به خاطر یه برنامه‌ی بی سر و ته سر کاری نقد بنویسم اما دلم می‌خواد یه ذره راجع بهش صحبت کنم..........................این فیلم سوای تمام بی‌انضباطی‌هاش و ساختن شخصیت‌های دروغین و اغراقی و داستان تکراری و ساختن سکانس‌های غیردرام به جای درام در بعضی موارد خوب کار کرد البته فقط یک مورد و اون هم نشون دادن بعضی تبعیضات بین فقر و غنی بود که اونم باز هم به صورت اغراقی بود.....................شخصیت‌های این فیلم هیچ کدوم خاکستری نبودن درحالی که تمام مردمی که ما توی ابران داریم خاکستری‌ان و هیچ موقع هرگز بد بد یا خوب خوب نیستن در حالی که شخصیت‌های این فیلم یا بیش از حد لوس بودن یا خشن یا مهربون یا ترسو و یا............و اصلا حد وسطی قائل نبودن.......از دیگر مشکلات این سریال سرکاری می‌شه از اتفاقات تکراری این فیلم نام برد مثلا قضیه‌ی پیدا شدن یه شخصیت جدید به جای برادر گمشده‌ی این فیلم در هر قسمت تکرار می‌شد و یه کس دیگه به اشتباه میومد................یا تهدیدهای فرخ برای زن و بچه‌اش که ادامه دار بود و یا حتی عشق‌ورزی شخصیت‌ها به هم که از اول فیلم تا اخر فیلم ادامه داشت .......................................

کلا می‌شد از این سریال یه فیلم ۸۰ دقیقه‌ای ساخت ولی بعد از پخش این مثلا فیلم این تهیه‌کننده بود که بیشتر از همه راضی بود چون فقط اون از پخش این فیلم سود برد..............................................

به نظرم این اشتباهه که بعضی از بزرگان سینمامون مثل محمد کاسبی و عبدالرضا اکبری و آتنه فقیه نصیری و جعفر دهقان و ثریا قاسمی در این سریال‌های بی سر و ته بازی کنن چون این کار هم باعث بد نشون دادن کارشون می‌شه و هم باعث می‌شه مردم به خاطر اونها بی‌ثبات‌ترین فیلم‌ها رو ببینن....................

نوشته شده توسط متین | موضوع: | لینک ثابت |
افتتاح تالار گفتگوي وبلاگ اصلاحگران
چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 12:53
يه تالار گفتگو براي وبلاگ زديم كه بتونيم توش بيشتر صحبت كنيم و فقط بين افراد متعلق به وب باشه ما ميتونيم تو اين تالار حتي يك انجمن براي گذاشتن عكي بذاريم و باهم توش عكس بذاريم تا يه ارشيو قوي از عكس داشته باشيم...............اين تالار و ميتونيد توي پيوندهاي روزانه ي وبلاگ بازش كنيو و اونجا عضو بشيد و كارامونو شروع كنيم
نوشته شده توسط متین | موضوع: | لینک ثابت |
انتخاب بازيگر
چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 12:28
ما كه برگشتيم به قول معروف گفتني نرفته برگشتيم..............يه كاري برام پيش اومده كه دلم نيومد از شماها كمك نگيرم..............دارم برا نوروز ۸۷ براي تلويزيون يه كار طنز ايتمي ميكنم البته كار من نيستا كارگردانش كسه ديگه ايه............كارگردان اين كار علي رياعي جز انجمن فيلم سازان ازاد ايرانه........... من تو اين كار دستيار كارگردان و مدير توليدم و از شانس ما حالا ما بايد كلي بازيگر پيدا كنيم................ من خواستم اينجا اعلام كنم تا اگه كسي از بين شما مي خواد توي تست بازيگري اين فيلم شركت كنه اعلام امادگي كنه............................................شرايط شركت در تستم اول اينه كه يه قطعه عكس از خودتون به ايميل من بفرستيد و در صورت تاييد براي مراحل بعدي به شما خبر داده مي شود.................

نوشته شده توسط متین | موضوع: | لینک ثابت |
هدیه ی بزرگ وب
جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 11:55
یه چیز جالب به ذهنم زد..................قبلا" که گفتم فیلم نامه نویسم ولی نه زیاد حرفه ای به هر حال می نویسیم...............یه مدته با صحبت با بعضی از رفقا که تو کار سینما بودن قراره یه فیلم کوتاه بسازم و بفرستم برای فیلم سازان جوان....البته تو این کار نیما که اکثرا" می شناسینش کمکم میکنه چون تو فیلم سازان جوان اشنا داره.............حالا چرا هدیه ی بزرگ؟..............من هرچی فک کردم به جز چند تا داستان کوتاه چیز شاخی به ذهنم نرسید که بخوام بسازمش پس قرار گذاشتم از بین شماها یکی یه فیلم نامه یا داستان فیلم نامه رو به من بده تا با اسم خودش ساخته شه...............البته از بچه ها اگه کسی توی زمینه ی فیلم سازی در هر رشته ای از فیلم برداری تا عکس برداری و تدوین و خلاصه همه چیز دیگه اگه سررشته داره اعلام امادگی کنه......البته من کادر فیلم سازی م امادس ولی بدم نمیاد از افراد اماتور برای ساخت فیلمم استفاده کنم این طوری قدرت خودمو بیشتر به رخ میکشم........

پس هرکی دوست داره بسم ال...

نوشته شده توسط متین | موضوع: | لینک ثابت |
برنامه ی جدید
سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 16:22
وب یه برنامه ی جدید براتون گذاشته...........ما چون قراره مسابقات زیادی بین شما برگزار کنیم و اولیشم همین مسابقه ی داستان نویسیه واسه همین یه قسمتی تو وب زدیم به نام جدول امتیازات

توی این بخش ما امتیازات کلی شما رو در کل مسابقات با هم جمع میکنیم و در یک رنکینگ کلی قرار میدیم که هر رتبه ای که۸ در هر مسابقه به طور جداگانه به دست میارید با امتیازش که از قبل در نظر گرفته شده به جمع امتیازات کلی تون اضافه میشه و شما رو در بالا اومدن این رنکینگ کمک میکنه.....

برای اطلاعات بیشتر به بخش جدول امتیازات وب در کنار صفحه مراجعه کنید

نوشته شده توسط متین | موضوع: مسابقه | لینک ثابت |
تلویزیون در نوروز 87
شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 13:40

خب نوروزم تموم شد و خاطراتش با فیلم هاش موند....هنوزم مردم توی کوچه و خیابون راجع به سریال های سیما حرف میزنن و گاها" تیکه کلامی رو از اون فیلم ها ردو بدل میکنن ولی به نظرتو این جالبه.....

مردم ما به جای اینکه حرف و معنای فیلم و بگیرن فققط یاد گرفتن ببینن و بخندن و تیکه های مسخره ی فیلم و برای خنده رد و بدل کنن...............حالا میخوایم یه مروری کنیم بر این سریال ها............

شبکه ی یک با کار اقای سیروس مقدم تونست بازیگران بزرگی رو به تلویزیون بکشونه که نام هایی چون بایگان - شریفی نبا - خداداد - سروش گودرزی و خیلی های دیگه دلیلی بر این مدعاست شاید مفهومی ترین سریال نوروز همین سریال بود که موضوع و دردی از جامعه رو بیان میکرد ولی یه داستانی کلیشه ای داشت که عینا" در کار دیگری از مقدم به کار گرفته شده بود در این فیلم بازیگرانی مثه گودرزی و خداداد و بایگان اصلا" در حد خودشون نبودن و بسیار ضعیف بازی کردن ولی خامد کمیلی نقطه ی فوت این سریال بود و تونست بازی جدیدی رو در کارنامه ی خودش به نحو احسنت اجرا کنه که برترین بازیگر سریال ها در این سال بود............

شبکه ی دو با نشانیه جوان شاید به دل مردم نچسبید ولی کاری بود ارزشمند چون اولین طنز کلاسیکی بود که بدون دیال.گ مردم و وادار به خندیدن میکرد و پر بود از شوخی های روزمرگی که لازمه این گونه سریال ها و فیلم ها در صنعت سینمای ایران جا بیفته.در این سریال اتتنه فقیه نصیری خلاف اینکه این همه مردم ازش انتقاد کردن نقشی عالی بازی کرد باید قبول کنیم کار سختی داشت که بازیه شخصیتی ۲۰ سال از حودش جوونتر لوس تر خنگ تر و خارجی تر بازیه همچین نفشی در عمل غیر ممکنه که اتنه ممکنش کرد.................

شبکه ی سه این بار هم با درخشش مهران مدیری و گروه نویسندگیش همراه بود که تونست بار دیگر برتری را در طنز به رخ بکشه....این سریال بی چون و چرا در سرگرم کردن مردم حرف اول و زد ولی هدف از فیلم صرفا" سرگرمی نبود و باید یک حرفی هم برای گفتن داشته باشه که این حرقو پیامک از دیار باقی زد...................مرد هزار چهره کاری بود که در اون مدیری بعد از مدتها خرح کردن رو برای یه فیلم سریال طنز نشون داد و نشون داد که در ایران هم میشه این چنین فیلم های فانتزی و تخیلی رو به خورد مردم داد.................

شبکه ی پنج و رضویان -قرارگاه مسکونی قرار بود سال قبل برا عید پخش شه که نشد ولی امسال مردم و سرگرم کرد.........بازیگرای طنز بلدی داشت فیلم موضوعی نو داشت ولی نتونست به دل بینه چون کش مک ها و اتفاقات فیلم خیلی ادامه داشت و این برای مردم کسل کننده بود ولی در مجموع هم بازی و هم فیلم قنگ بود...............

حالا من یه صندوق رای گیری برای شما میذارم تا برترین سریال نوروزی رو از ارای شما مشخص کنیم...

نوشته شده توسط متین | موضوع: | لینک ثابت |
پیشواز مسابقه
جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 0:39

هدف دیگه ی ما برای این وب برگزاری برخی مسابقات بود که یکیش چند وقته دیگه برگزار میشه............

مسابقه ی اول ما یه مسابقه ی داستان نویسی کوتاه در حداکثر ۵ سطره

کسایی که میخوان شرکت کنن باید در نظرات همین پست اعلام امادگی کنن و در خبر نامه ی ما عضو شن تا براشون خبرای بعدی و بفرستیم

تاریخ اغاز مسابقه روز اول اردیبهشت همین ساله

شما داستاناتونو برای ما می فرستین ما اونایی رو که ارزششو دارن(خب بالاخره ما خودمون فیلمنامه نویسیم) انتخاب میکنیم و در وب میذاریم و دیگرا میان و توی نظرات به اونا رای میدن وبه برندگان جایزه ای تعلق میگیره

یه خبر خوب دیگه..................اونایی که کارشون خیلی با ارزش باشه با کمک ما به فیلم نامه به نام خود نویسنده درمیاد

نوشته شده توسط متین | موضوع: | لینک ثابت |